هشتمین ماه بارداری

١٦/٣ دوباره نوبت بعدی دکتر من بود
ولی چون تازه از مسافرت برگشته بودم
خسته بودم و اون روز نرفتم

و در عوض ٢١ رفتم بعد از اینکه دکتر صدای
ضربان قلبت رو گذاشت
فشار و وزنم
رو اندازه گرفت و گفت : چرا تو بازم وزن
کم کردی تو برعکس بقیه هستی بجای
اینکه وزن اضاف کنی الان ٣ کیلو کم کرده ای
ولی اشکال نداره برات سونو می نویسم تا
ببینم وزن جنین چطوره
و برام یه سونو
نوشت و گفت ٢ هفته دیگه بیا و سونو
رو همون روز انجام بده بعد من از مطب
بیرون اومدم
و بابایی که دم در
منتظر من بود گفت : دکتر چی گفت : و من براش
همه چیز رو تعریف کردم
و بابا علی گفت :
که
خیالت راحت باشه من میگم همه چیز
خوبه و اون همیشه
با حرفاش منو
آروم میکرد و منو از نگرانی در میاورد . 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هشتمین ماه بارداری
